تبلیغات
کانون قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشكی رفسنجان

کانون قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشكی رفسنجان
 
قالب وبلاگ

 

از مدعیان بابیت امام زمان (عج) که بعدها مدعی مهدویت و نبوت شد . در 1235  در شیراز به دنیا آمد .
در کودکی به مکتب شیخ عابد رفت، و از همان دوران ،‌ سید علی محمد با نام رؤسای شیخیه (احسائی و رشتی ) آشنا شد، ‌به طوری که چون سید علی محمد در نوزده سالگی به کربلا رفت، در درس سید کاظم رشتی حاضر شد. در مدتی که نزد سید کاظم رشتی شاگردی می کرد، با مسائل عرفانی و تفسیر و تأویل آیات و احادیث و مسائل فقهی به روش شیخیه آشنا شد و از آرای شیخ احمد احسائی آگاهی یافت . در 1257 به شیراز برگشت.
پس از درگذشت سید کاظم رشتی، مریدان و شاگردان وی ،جانشینی برای وی می جستند که به قول ایشان مصداق «شیعه کامل» یا «رکن رابع » (شیخیه ) باشد و در این باره میان چند تن از شاگردان سید کاظم رقابت افتاد و علی محمد نیر در این رقابت شرکت کرد ، بلکه پای از جانشینی سید رشتی فراتر نهاد و خود را «باب» امام زمان (عج) یا «ذکر» او، یعنی واسطه میان امام و مردم ، شمرد.
ادعای علی محمد چون شگفت آورتر از دعاوی سایر رقیبان بود،‌ واکنش بزرگتری یافت و نظر گروهی از شیخیان را به سوی وی جلب کرد و هجده تن از شاگردان سید کاظم که همگی شیخی مذهب بودند (و بعدها سید علی محمد آنها را حروف "حی" نامید) پیرامونش را گرفتند.
علی محمد در آغاز امر، بخش هایی از قرآن کریم را با روشی که از مکتب شیخیه آموخته بود ، ‌تأویل کرد و در آنجا به تصریح نوشت که امام دوازدهم شیعیان او را مأمور داشته تا جهانیان را ارشاد کند و خویشتن را «ذکر» نامید.
پس از مسافرت با محمد علی بارفروش (یکی از مریدان خود ) به سوی مکه و بازگشت به بوشهر، دستور داد تا در یکی از مساجد بوشهر عبارت «اشهد ان علیا قبل نبیل باب بقیه الله» را در اذان داخل کنند، که تصریح دارد علی نبیل (که به حساب جمل با علی محمد برابر می شود) باب امام دوازدهم شیعیان است .
همین که مدتی از دعوت وی سپری شد و گروهی به او گرویدند، ‌ادعای خود را تغییر داد و از مهدویت سخن به میان آورد و گفت « منم آن کسی که هزار سال می باشد که منتظر آن می باشید » و سپس به ادعای نبوت و رسالت برخاست و به گمان خود، احکام اسلام را با آوردن کتاب بیان نسخ کرد و در آغاز آن نوشت: «در هر زمان خداوند جل و عز، کتاب و حجتی از برای خلق مقدر فرموده و می فرماید در سنه هزار و دویست و هفتاد از بعثت رسول الله، کتاب را بیان، و حجت را ذات حروف سبع (علی محمد که دارای حروف سبع است) قرار داد »
بدین ترتیب، علی محمد هرچند زمانی، دعاوی خود را به مقامات بالاتری تغییر می داد و سخنان پیشین را برای یارانش تأویل می کرد و آنان را در پی خود می کشید.
پس از بازگشت سید علی محمد به بوشهر (در زمانی که هنوز از ادعای بابیت امام زمان فراتر نرفته بود) به دستور والی فارس دستگیر و به شیراز فرستاده شد. در شیراز او را تنبیه کردند، آن گاه نزد امام جمعه آن شهر، اظهار توبه و ندامت کرد و به قول یکی از موافقان خود بر فراز منبر در حضور مردم گفت « لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند . لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند…»
پس از آن، شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد .
دولت محمد شاه قاجار، برای آن که پیوند او را با مریدانش قطع کند، وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق، در نزدیکی ارومیه ‌منتقل کرد.
در اواخر سلطنت محمد شاه، به دستور حاجی میرزا آغاسی ـ وزیر محمد شاه ـ سید علی محمد را از قلعه چهریق به تبریز بردند و مجلسی را با حضور ناصرالدین میرزا( که در آن وقت ولیعهد بود) و چند تن از علما ترتیب دادند و سیدعلی محمد را در آن مجلس حاضر کردند.
علی محمد در آنجا آشکارا از مقام مهدویت خود سخن گفت و «بابیت امام زمان» را که پیش از آن به تصریح ادعاکرده بود به «بابیت علم خداوند» تأویل کرد و چون از او در باره برخی مسائل دینی پرسیدند، از پاسخ فرو ماند و همین که از وی سوال شد:  از معجزه و کرامت چه داری؟
گفت: اعجاز من در این است که برای عصای خود آیه نازل می کنم و به خواندن این فقره آغاز نمود:
"بسم الله الرحمن الرحیم سبحان الله القدوس السبوح الذی خلق السموات و الارض کما خلق هذه العصا آیة‌ من آیاته" و اعراب کلمات را به نحو قاعده نحو غلط خواند.
پس از آشکار شدن عجز سید علی محمد در اثبات ادعای خود،‌ وی را چوب زده تنبیه نمودند و او از دعاوی خویش تبری جست و اظهار پشیمانی کرد و خطاب به ولیعهد ، توبه نامه رسمی نوشت .
بدین سان سید علی محمد از دعاوی خود بازگشت ولی توبه او،‌ صوری بود چنان که پیش از توبه اخیر، در شیراز نیز بر فراز منبر و در برابر مردم، نیابت و بابیت خود را انکارنمود اما چیزی نگذشت که ادعای بالاتری را به میان آورد و از پیامبری و رسالت خویش سخن گفت .
در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از مرگ او از سوی مریدان علی محمد،‌ آشوب هایی در کشور پدید آمد، در یکی از این آشوب ها ، جمعی از بابیان،‌ قلعه طبرسی را پایگاه خود قرار دادند و اطراف آن خندق کندند و خود را برای جنگ با قوای دولتی آماده ساختند. از سوی دیگر بر مردم ساده دل که در پیرامون قلعه زندگی می کردند، به جرم «ارتداد» هجوم آورده به قتل و غارت ایشان می پرداختند،‌ و چنین می پنداشتند که یاران مهدی موعودند و به زودی جهان را در تسخیر خود خواهند گرفت و بر شرق وغرب فرمانروایی می کنند.
شگفت آنکه مریدان سید علی محمد در جنگ های قلعه طبرسی زنجان از مسلمانی دم می زدند و نماز می گزاردند و از «بابیت» سید علی محمد جانبداری می کردند.
ظاهراً در آن هنگام هنوز ادعای مهدویت و نبوت وی بدیشان نرسیده بود . از این رو به اعتراف وقایع نگاران بابی ،‌ برخی از بابیان به محض این که در « بدشت » از ادعای مهدویت سید علی محمد و تغییر احکام اسلام با خبر شدند، به شدت از او روی گرداندند.
پس از مرگ محمد شاه و بالا گرفتن فتنه بابیه، میرزا تقی خان امیرکبیر ـ صدراعظم ناصرالدین شاه ـ مسامحه در کار سید علی محمد باب را روا ندید و تصمیم گرفت او را در ملاء‌عام اعدام کند و از این راه آتش شورشها را فرونشاند و برای این کار، از برخی علما فتوا خواست.
برخی از علما که احتمال خبط دماغ را درباره سید علی محمد را نمی دادند و او را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند به قتل وی فتوا دادند و سید علی محمد به همراه یکی از پیروانش در تبریز تیرباران شد.
عقاید:
سید علی محمد باب از آغاز دعوت خود، عقاید و آرای متناقضی ابراز داشت، آن چه از مهم ترین کتاب او نزد پیروانش، یعنی کتاب بیان، فهیمده می شود آن است که وی خود را برتر از همه انبیاء ‌الهی می انگاشته و مظهر نفس پروردگار می پنداشته است و عقیده داشته که با ظهورش، آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن، به پا شده است. به علاوه، سید علی محمدخود را مبشر ظور بعدی شمرده و او را(من یظهره الله) خوانده است و در ایمان پیروانش بدو، تأکید فراوان دارد.

در الواح بیان، درباره وظیفه اولین فرمانروای بابی، می گوید :« چون (فرمانروای بابی) توانایی یافت، هیچ کس - جز بابیها - را بر روی زمین باقی نگذارد» و در بیان فارسی فرمان می دهد که همه کتابها را محو و نابود کنند جز کتبی که درباره آیین وی پدید آمده یا می آید و هم چنین تأکیدکرده است که پیروانش جز کتاب بیان و آن چه بدان وابسته می شوند ، نیاموزند.
افکار سید علی محمد باب، مجموعه ای از برخی آرای شیخیان و باطنیان (تأویل گرایان ) و صوفیان و کسانی که به علم حروف و اعداد گرایش داشته اند و پاره ای از دعاوی شخصی بوده است.
آثار:
برخی از کتابهای دیگر او عبارت اند از
:
پنج شأن، دلائل السبعه، صحیفه عدلیه، تفسیر سوره کوثر، تفسیر سورة بقره، قیوم الأسماء، کتاب الروح،
آثار سید علی محمد باب غالباً به زبان عربی نوشته شده و مملو از اغلاط صرفی و نحوی است. البته وی کوشیده ـ برای آن که نشان دهد سخنانش رنگ قرآنی دارد ـ گفتارش را با سجع و وزن همراه سازد و با آن که تنها معجزه خود را همین سخنان می شمارد، تکلف و ابتذال در عباراتش سخت آشکار است.


[ چهارشنبه 22 تیر 1390 ] [ 11:33 ب.ظ ] [ هادی اسکندری دامنه ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
.